وبلاگ سرگروه ادبيات فارسي متوسطه اول شهرستان بوكان




گرد آفريد نخستين شيرزن حماس? ملي ايران است. گردآفريدِ دلربا و چالاک با اين که در شاهنامه حضوري کوتاه دارد و شکست هم مي‌خورد، بسيار برجسته است و يکي از گيراترين ن شاهنامه. وي را مي‌توان مانند فرانک، ارنواز و شهرناز، نمون? زن اصيل ايراني دانست.

زني بود بر سان گرد سوار
هميشه به جنگ اندرون نامدار

کجا نام او بود گردآفريد
که چون او به جنگ اندرون کس نديد

در رهسپاري سهراب از توران به ايران، هنگامي که وي در جستجوي پدرش رستم است، با او آشنا مي‌شويم. در مرز توران و ايران، دژي به نام سپيددژ هست. گُژدَهَم که يک ايراني سالخورده است، بر آن فرمان مي‌راند و همواره در برابر دشمن پايداري سرسختانه‌اي مي‌ورزد و با اين کار، دل هم? ايرانيان را به آن دژ اميدوار مي‌سازد. گژدهم پير، پسري خرد به نام گُستَهَم دارد، و دختري به نام گردآفريد. سهراب ناچار است پيش از درآمدن به خاک ايران از اين دژ بگذرد. در نبرد ميان سهراب و هژير،  فرماند? دژ، سهراب بر او پيروز مي‌گردد. سهراب، نخست مي‌خواهد او را بکشد، اما سپس او را اسير کرده راهي سپاه خود مي‌کند. آگاهي از اين رويداد، دژنشينان را سراسيمه مي‌سازد، اما گردآفريد چنان اين را ماي? ننگ مي‌داند که بر آن مي‌شود خود به نبرد او رود.
سهراب در پي چالش آن شيرزن به رزمگاه درمي‌آيد و آن دو به پرخاش و نبرد درمي‌آيند. سهراب در برابر باران تير گردآفريد، ناچار سپرش را به کار درمي‌آورد. وي جنگ‌کنان نزديک گردآفريد مي‌شود و نيز? او را مي‌گيرد. با نيزه جام? جنگي او را مي‌درد، گردآفريد شمشير مي‌کشد و با فرود آوردن آن نيز? سهراب را مي‌شکند. سرانجام مي‌بيند که توان رويارويي با سهراب را ندارد و مي‌کوشد سوي دژ بگريزد. اما سهراب به او مي‌رسد و کلاهخودش را برمي‌گيرد. تازه مي‌بيند که آن پيکارگر نه مرد، بلکه دختري زيباروي است. گردآفريد به نيرنگ دست مي‌يازد و به سهراب مي‌گويد که خوب نيست رزمندگان ببينند که وي در نبرد با يک دختر به چنين کوشش و رنجي گرفتار آمده و به او پيشنهاد مي‌کند که همراهش به درون دژ برود و دژ در چنگ اوست.
سهراب که خير? او شده، در دام شگرد گردآفريد مي‌افتد. گردآفريد او را تا درب دژ مي‌آورد، سپس با چابک‌دستي بسيار به درون دژ مي‌جهد و در را مي‌بندد. سهراب بيرون مي‌ماند. گردآفريد به بالاي دژ مي‌رود و ريشخندکنان فرياد مي‌زند: «ترکان ز ايران نيابند جفت!» سپس به اندرز به او مي‌‌گويد که بهتر است پيش از آن که رستم به آنجا برسد، همراه سپاهش به توران برگردد.




1. چه و چگونه
هر متني که خوانديد و بر دل شما نشست، همه يا بخش‌هايي از آن را دست‌کم دوبار بخوانيد. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرايف و دقايقي از متن باز مي‌کند که در خوانش اول به چشم نمي‌آيد. بار اول مي‌خوانيم که بدانيم نويسنده «چه» گفته است؛ اما اينکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صيد مي‌شود.

2. چارچشمي
پس از آنکه يادداشت يا مقاله يا کتاب خود را نوشتيد، چارچشمي در آن بنگريد؛ يعني حداقل چهار بار آن را بخوانيد و هر بار با چشمي. بار اول را وقف غني‌سازي متن کنيد؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خويش بنگريد تا بتوانيد کاستي‌ها و ناراستي‌هاي آن را ببينيد؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواس‌پرت بخوانيد تا ابهام‌ها و اغلاق‌هاي نوشتارتان را بيابيد و بستُريد. چهارم‌بار را به نيت نازک‌کاري و غلط‌زدايي از صورت متن بخوانيد.

3. گشودگي به انديشه‌هاي ديگران
دربار? هر چه مي‌نويسيد، غير از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربار? آن گفت‌وگو کنيد. و اگر کسي را براي گپ‌وگفت نيافتيد يا نيازي به آن نديديد، دست‌کم با خودتان گفت‌وگو و محاجّ? طولاني کنيد. نوشتن، ورود به ميدان مين است. تنها و بي‌کس وارد اين ميدان خطرناک نشويد.

4. احترام به شعور مخاطب
من عاملي را نمي‌شناسم که به انداز? احترام به شعور مخاطب در توفيق متن مؤثر باشد. کسي که به شعور مخاطب احترام مي‌گذارد، سخن تکراري نمي‌گويد، مغلطه نمي‌‌کند، بي‌مايه نمي‌نويسد، وقت خواننده را همچون عمر خويش گرانبها مي‌شمارد، جانب حقيقت را فرونمي‌گذارد، فروتن است و هيچ نوشته‌اي را بدون غلط‌گيري‌هاي مکرر و بدون اطمينان از پاکيزگي آن، منتشر نمي‌کند.

5. آهستگي
هيچ‌کس از راه پُرنويسي و پُرچانگي به جايگاهي بلند نرسيده است و اگر هم رسيده باشد، زودا که سرنگون گردد.

6. پيوستگي
اگر هواي نويسندگي در سر داريد، نبايد روزي بر شما بگذرد که در آن چند سطري ننوشته باشيد؛ هرچند براي خويش و نه براي انتشار.

7. مثنوي‌خواني
همچنان معتقدم که خواندن هيچ کتابي به انداز? مثنوي مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمي‌کند. من هيچ‌گاه فرصت نکردم که دلايلم را دربار? اين توصيه به‌تفصيل بنويسم. اينجا همين‌قدر اشاره مي‌کنم که زبان فارسي در کمتر اثري به انداز? آثار مولانا زنده و پويا است. انس با اين زبان نيرومند، قلم را مستعد خلاقيت‌هاي بسيار مي‌کند. تقليد از او و از هيچ کس ديگر جايز نيست؛ اما بيگانگي از سرمايه‌هاي پيشيني، ابتري و ستروني است.



در ژاپن مردميليونري  براي درد چشمش درماني پيدا نميکرد
بعداز نااميد شدن ازاطباء پيش راهبي رفت
راهب به او پيشنهاد کرد به غير از رنگ سبز به رنگ ديگري نگاه نکند
وي پس ازبازگشت دستور خريد چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهايشان را و وسايل خانه و حتي ماشينشان رابه رنگ سبز تغيير دادند
و چشمان او خوب شد.

تا اينکه روزي مرد ميليونر راهب را براي تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانيکه راهب به محضر ميليونر ميرسد جوياي حال وي ميشود
مرد ميليونر ميگويد:
خوب شدم
ولي اين گرانترين مداوايي بود که تا به حال داشته ام.
راهب با تعجب گفت اتفاقا اين ارزانترين نسخه اي بوده که تجويز کرده ام
براي مداوا،تنها کافي بود عينکي با شيشه سبز تهيه ميكرديد !!

??براي درمان دردهايت، نميتواني دنيا را تغييردهي.
بلکه با تغيير نگرشت ميتواني دنيا را به کام خود دربياوري 
تغيير دنيا کار احمقانه ايست
ولي، تغييرنگرش ارزانترين و موثرترين راه  است


يشنهاد‌هاي جلال آل احمد براي درس انشا:
   
1- از به کار بردن هر کتابي که به قصد آموزش انشا و نامه‌نگاري تهيه شده، بايد خودداري کرد. به جاي چنين کتاب‌هايي بايد شاگردان را کم کم عادت داد به کتاب خواندن در خارج ساعات درس و بسته به سن ايشان مي‌توان اول با شرح حال بزرگان شروع کرد و به ترتيب تاريخ‌هاي عمومي، تاريخ علوم و اختراعات، ادبيات نوجوانان، ادبيات کلاسيک فارسي و دنيا و. را به ايشان شناساند که بخوانند.

2- بايد معلماني را به کار واداشت که در سابقه‌ي تحصيلي خود (مدارس، دانش‌سرا و.) در کار انشا صاحب ذوق و سليقه و هنرشناس بوده‌اند و اگر بتوان پيشنهادي کرد به دانش‌سراي عالي براي توجه بيشتر به تربيت معلم انشا.

3- در درس انشا نخستين ديواري را که بايد شکست (البته براي شاگردان) ديوار نثر متصنع نويسي است که حاکم بر آرا و عقول صاحب قلمان و موجب ترس عظيم شاگردان از انشاست.

4- بايد توجه داشت که در نوشتن يک مطلب (موضوع انشا) کسي کارآمدتر و ورزيده‌تر است و راحت‌تر مي‌نويسد که چيزي براي نوشتن (يعني گفتن تصوير شده) داشته باشد. پس دومين ديواري که بايد شکست، اين است که هيچ فرقي نيست ميان گفته‌اي و نوشته‌اي چرا که نوشته، تصوير يک گفته است.

5- از موضوعاتي بايد استفاده کرد که علاقه‌ي شاگردان را برانگيزد. مسائل ساده‌ي زندگي، محيط اطراف، مشکلات جواني و. در آغاز کار از بحث در لاهوت و ناسوت خودداري بايد کرد.

6- معلم انشا خود نبايد از وقايع روز بي‌خبر باشد و از آنچه در شهر و ده او مي‌گذرد، کلاس را بي‌بهره بگذارد وگرنه مسلط بر کلاس او رومه‌ها خواهند بود و راديو و تلويزيون با زبان‌هاي بي‌اصالتشان.

7- در کلاس درس انشا بايد از تقليد نثر اداري موجود خودداري کرد و نيز از نثر رومه‌ها.


 کليــــــات:

الف- درس انشا با همه‌ي بي‌تکليفي‌اش و با اين که نه قراري دارد و نه قاعده‌اي و نه ملاکي براي نمره دادن و نه اعتباري اما با اين همه آخرين فرصت بروز آزادي است در محيط درسي. بروز آزادي که مي‌گويم غرضم رويارويي بودن معلم است با تک تک شاگردان (يا جماعت ايشان) بي‌واسطه‌ي کتابي، بارِمي، دستوري و. چون مثلاً در درس جغرافي يا فيزيک، کتاب و متن درس، حاکم بر معلم و شاگرد است اما در انشا اين حکومت در کار نيست و معلم و شاگرد بي‌ هيچ واسطه‌اي روبه‌رو هستند.

ب- نکته‌ي دوم که از همين نکته‌ي اول برمي‌خيزد اين که اگر در اين مواجهه‌ي روياروي معلم و شاگرد، صميميت باشد کلاس درس نردبان تحول فکري شاگردان خواهد بود و اگر نباشد کلاس بدل به جهنم خواهد شد.

پ- اگر چنين صميميتي پيش آمد، ناچار به فوريت کم و کيف قدرت فکري معلم بر ملا خواهد شد.

ت- شايد به اين دليل است که اغلب چنين صميميتي در کلاس‌هاي انشا نيست چون معلم‌هاي انشا واجد شرايط کار نيستند. يعني براي تدريس آداب نويسندگي تربيت نشده‌اند.

ث- پس اگر معلمي به درس انشا علاقه داشت -و مختصر ذوقي- و چنته‌اش خالي نبود و. از بروز چنين صميميتي شادمان خواهد شد وگرنه نخواهد گذاشت صميميت پيش بيايد. از شاگردان دور خواهد ايستاد و رفع تکليف خواهد کرد و ناچار کلاس انشا به صورتي در خواهد آمد که الان هست.




دانشمند کوچک

رونيا_حسين‌زاده_نابغه‌ي_بوکاني


??هجدهين دوره مسابقات بين‌المللي محاسبات ذهني با چرتکه امسال از بين 323 دانش‌آموز ايراني  از سراسر کشور در تهران برگزار گرديد و در پايان ، 35 دانش آموز ،کودک و نوجوان به عنوان نابغه هاي ايران ،  جواز حضور در مسابقات ماي را به دست آوردند در اين مسابقات رونيا حسين زاده نابغه ي بوکاني به عنوان برگزيده اول انتخاب شد.

به گزارش ايسنا، روح‌الله مخبريان ،
مديرعامل مؤسسه کودکان هوشمند اعلام کرد: اين تيم 35 نفره ايراني قرار است اول دي ماه عازم #کوالالامپور شوند که شامل 9 نابغه از استان‌ البرز، دو نابغه از استان‌ لرستان، دو نابغه از استان‌ بوشهر، دو نابغه از استان‌ تهران، دو نابغه از استان‌ زنجان، چهار نابغه از استان‌ مرکزي، يک نابغه از استان‌ کردستان، 10 نابغه از استان کرمانشاه، چهار نابغه از استان هرمزگان و يک نابغه از استان همدان هستند.

لازم به ذکر است ، رونيا حسين زاده  اهل  #بوکان مي باشد ، و به خاطر ست در بانه به عنوان نماينده ي استان #کردستان اعزام ميشود.





روزي مردي داخل چاله اي افتاد و مجروح شد.
يک روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اي!
يک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
يک رومه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد!
يک يوگيست به او گفت: اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!
يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت!
يک پرستار کنار چاله ايستاد و با او گريه کرد!
يک روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!
يک تقويت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!
يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني!
سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد.!

1 زيادى مسائل را پيچيده جلوه ندهيد و از تفاسير بپرهيزيد، گاهى فقط يک اقدام ساده لازم است


‍ صبح لبخند خداست
که درخشان تر
از پرتوهاي طلايي خورشيد
مي‌تابد
و قلب تو را
آرام و مصفا ميکند

برخيز وحضور صبح را
حس کن
که لبخند خدا
به نوازش خواب خوش صبح مي‌ارزد

سلام دوستان

صبحتان به طراوت شبنم
و به شادابي و زيبايي گلها

در زندگي هيچ چيز
مهم تر از اين نيست
 که قلباً در آرامش باشي

الهي هميشه قلبتان
پر از عشق و آرامش باشد


هيچ وقت حسرت زندگي آدمايي رو که از درونشون خبر نداري نخور!!
حسادت نوعي اعتراف به حقير بودن خويش است. هر قلبي دردي دارد ؛ فقط نحوه ابراز آن فرق دارد.
بعضي ها آن را در چشمانشان پنهان مي‌کنند ? بعضي ها در لبخندشان!
خنده را معني به سر مستي مکن
آنکه ميخندد غمش بي انتهاست
نه سفيدي بيانگر زيبايي ست. و نه سياهي نشانه زشتي. کفن سفيد ? اما ترساننده است و کعبه سياه اما محبوب و دوست داشتني است.
انسان به اخلاقش سنجيده مي شود نه به مظهرش.
قبل از اينکه سرت را بالا ببري و نداشته هايت را به پيش خدا گلايه کني ؛ نظري به پايين بينداز و داشته هايت را شاکر باش.

 دکتر الهي قمشه‌‌اي


خاطره اي از فريدون مشيري:

عرض مي شود که در طبقه دوّم منزلي که بنده زندگي مي کنم، آپارتماني هست که همسايه محترم ديگري در آن زندگي مي کند؛
يک شب، بنده که به خانه آمدم تاماشينم را در گاراژ بگذارم، ديدم مهمان هاي همسايه محترم، ماشين هاي خود را رديف گذاشته اند جلوي خانه و از قرار معلوم، دسته جمعي با ميزبان رفته اند شميران!!

من هم ناچار ماشينم را بردم تعميرگاه.
و نامه اي نوشتم و جلوي يکي از ماشين ها گذاشتم به اين مضمون؛
«اميدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشينتان را چند متر جلوتر گذاشته بوديد، من مجبور نبودم که چند کيلومتر تا تعميرگاه بروم!

ارادتمند؛ «فريدون مشيري»

صبح که از منزل بيرون آمدم،
ديدم يکي از مهمان ها که خطّاط معروفي ست
( و نامشان استاد بوذري است ) از قرار جزء مهمان ها بوده!!
با خط خوش، نامه اي نوشته و به درب منزل من چسبانده!
او نوشته بود:
آقاي مشيري! در پاسخ ِ مرقومه عالي؛
«گر ما مقصّريم، تو درياي رحمتي!!»
و در خاتمه به عرض مي رساند؛

اطاعت مي کنم جانا.
 که از جان، دوست تر دارند،
جوانان سعادتمند،
پندِ پيرِ دانا را،

من هم براي ايشان نامه اي نوشتم؛
البته منظوم، به اين شرح!

هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازش بَصَر است،
هنوز مستي اين جام جانفزا به سَر است!

فضاي سينه ام از نامه تو باغ گل است،
هواي خانه ام، از خامه تو مُشک ِ تَر است!

ترا به «خطِ» تو مي بخشم، اي خجسته قلم
که آنچه در بَر من جلوه مي کند، هنر است!

جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت،
اگرچه خط تو از شعر من، قشنگ تر است!

به اين هنر که تو کردي، دلم اسير تو شد
هنوز ذوق و هنر، دام و دانه بشر است!

شبي ز راه محبّت بيا به خانه ما
ببين که ديده مشتاقِ شاعري، به در است!

حالا مقايسه کنيد اگر الان .
يکي، ماشينشو سر راه ما قرار بده،
از مغز هاي ما چي تراوش مي کنه؟!
و البته همچنين از زبان و دستهاي ما!!!


بزرگ ترين درسي که تو زندگيم گرفتم براي زمانيه که دوازده سالم بود.هم نيمکتيم برعکس من از زنگ انشاء فراري بود، معلم بهش گفته بود اگه از هفته ي ديگه بدون انشابياد ديگه حق نداره سر کلاس بشينه. يه روز‌ قبل از زنگ انشاوقتي حرفاي معلم رو بهش يادآوري کردم بهم گفت مريض بودم و نتونستم بنويسم، ميشه تو به جاي من بنويسي؟!رفيقم بود،مي خواستم کمکش کنم.‌ دفترش رو گرفتم و بهترين انشايي که مي تونستم براش نوشتم.‌ وقتي انشاش رو خوند گفت لطفت رو هيچوقت فراموش نمي کنم. خوشحال شدم از اينکه تونسته بودم کمکش کنم.اما چند روز‌ بعد وقتي معلم موضوع انشاگفت رفيقم رو کرد به منو گفت زحمتش با خودت! تو خيلي خوب انشامي نويسي! جا خورده بودم ، ديگه مريض نبود که بخوام کمکش کنم.خودش مي تونست کارش رو انجام بده. اولش گفتم نه ولي انقدر اصرار کرد که قبول کردم. اين داستان هر هفته تکرار مي شد اما من ديگه از کمک کردن حس خوبي نداشتم چون ديگه به خواست خودم بهش کمک نمي کردم.‌ پشيمون شده بودم از اينکه چرا از همون اول کمکش کردم.دفعه ي آخر دلمو زدم به دريا و گفتم نمي نويسم. انقدر ناراحت شد که رفاقت چند سالمون بهم خورد.‌ حالا بعد از اين همه سال هنوز هستن آدمايي که پشيمونت مي کنن از اينکه توي سختي و شرايط بد به دادشون رسيدي. چون بعد از اون پرتوقع‌ ميشن و هيچوقت نمي تونن ازت "نه" بشنون. ديگه کاري که براشون مي کني رو لطف نمي دونن و فکر مي کنن وظيفه اي هست که بايد بي چون و چرا انجامش بدي.
حالا سال هاست يکي تو گوشم ميگه : «هيچ وقت کاري نکن که لطفت تبديل به وظيفشه.»


غزلي براي درخت از بهترين شعرهاي زنده ياد سياوش کسرايي است.در روز درختکاري در لذت خواندنش شريک شويد:


تو قامت بلند تمنايي اي درخت!
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالايي اي درخت
دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار
زيبايي اي درخت!
وقتي كه باد ها
در برگ هاي در هم تو لانه مي كنند
وقتي كه باد ها
گيسوي سبز فام تو را شانه مي كنند
غوغايي اي درخت!
وقتي كه چنگ وحشي باران گشوده است
در بزم سرد او
خنيانگر غمين خوش آوايي اي درخت!
در زير پاي تو
اينجا شب است و شب زدگاني كه چشمشان
صبحي نديده است
تو روز را كجا
خورشيد را كجا
در دشت ديده غرق تماشايي اي درخت؟
چون با هزار رشته تو با جان خاكيان
پيوند مي كني
پروا مكن ز رعد
پروا مكن ز برق كه بر جايي اي درخت.
سر بر كش اي رميده كه همچون اميد ما
با مايي اي يگانه و تنهايي اي درخت


بانوي غزل سيمين بهبهاني
 سرآغاز نسل سوم سنتي پردازان است
نام سيمين يادآور نام پروين وفروغ هم هست.
پروين شاعري که دردل سنت ايستادودرقالب قطعه ومفاهيم سنتي درد جامعه را فريا .
با همان دلسوزي مادرانه ،مادري که همه ي احادجامعه رافرزندخودمي داند.
فروغ درمقابل فرهنگ سنتي ايراني ايستادوبي محابا درمقابل سدسنت به نبردپرداخت واز هزارتوي سنت بيرون امدودردهاي مشترک وتاريخي ن را فريادکشيد.
ولي سيمين نه تندي فروغ را عليه سنت داشت ونه وابستگي پروين را به سنت،حتي طرفداران اين سه شاعربزرگ همچون خودشان مي انديشندطرفداران افراطي.
سيمين بانوي غزل است ولي غزلهاي دومجموعه ي اوليه اواز تازگي درزبان وبيان وتجدددرتفکر بهره اي ندارد.
سيمين ازمجموعه ي. مرمر،ورستاخيز به بعدنگرشي جديدمي يابدوسبک وزبا ن.وبيانش تغيير مي کند.
سيمين براي اينکه سخن امروزودردهاي امروزرا درقالبي تازه تر بيان کند
.به سراغ اوزاني مي رود.که درگذشته سابقه نداشته است ياکمتر به کاررفته است.
اين رويکرد از کتاب،خطي زسرعت واز آتش گرد آمده اندوبه اوج خودمي رسد.
سيمين دردنامه جامعه اش رامي سرآيد.
تلاشهاي وتجربه هاي سيمين از مجموعه هاي رستاخيز تايک دريچه آزادي درنوشدن غزلهاي سنتي ما
تاثير بسزايي داشته وداردوتجربه هاي جديد اودرغزل موردتوجه بسياري از شاعران قرارگرفته است

چون درخت فروردين پرشکوفه شدجانم
دامني زگل دارم برچه کس بيفشانم
سيمين بهبهاني
دامن گل سيمين همان مجموعه ي اشعار اوست که برشيفتگان شعرافشانده است




1- " تلخيص " (با تقديم لام بر خا ) به معني شرح دادن و بيان کردن و به معني کاستن و خلاصه کردن است. ليکن " تخليص " (به تقديم خا بر لام ) به معني نجات دادن و رها کردن از بند گسستن است اين دو واژه گاه گاه با هم اشتباه مي شود و به جاي يکديگر استعمال مي گردد.

 منبع: فرهنگ غلط هاي رايج ، حسن عرفان ، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي،ص165

2- تلخيص و تخليص در فرهنگ هاي فارسي هردو ريشه عربي دارند و به معني خلاصه کردن آمده است.
تخليص در لغت نامه به معني خلاصه گرفتن،نجات دادن و ويژه کردن  و در فرهنگ معين به معني خلاصه کردن و رها کردن  و خالص کردن آمده است.
تلخيص در لغت نامه به معني خلاصه کردن و بيان کردن و در فرهنگ معين به معني خلاصه کردن آمده است.
در فرهنگ هاي عربي نيز در مدخل تلخيص ريشه لخص و تخليص،خلص به عنوان دو مصدر مستقل ضبط شده است.
عده اي مي گويند تلخيص غلط مصطلح است و در بند 1 اشاره شده است.

3- مولفان نيز در زبان فارسي 3 انساني نظام قديم ؛  تلخيص و تخليص را در مبحث فرايندهاي واجي ابدال  آورده اند که به نظر محمد علي حق شناس در کتاب آواشناسي، ابدال درست نيست و در کلماتي مانند هگرز /هرگز// سخر /سرخ //مزغ /مغز //و. فرايند قلب صورت گرفته است.
در کل معني مشترک(خلاصه کردن ) در مدخل هر دو واژه آمده است.



1_جمله گفتند اين زمان از دور کار
نيست خالي هيچ شهر از شهريار

در بعضي نسخ بجاي دور کار از روزگار استفاده شده و خللي در معني ايجاد نميشود

2_هم ز هر حضرت خبردار آمدم
هم ز فطنت صاحب اسرارآمدم


در همه نسخه ها به اين شکل آمده ولي درست ((هم ز حضرت من خبردار آمدم))
زيرا منظور فقط يک پيشگاه يعني پيشگاه سيمرغ((خداوند متعال)) است و نمي تواند ((هر حضرت)) يعني پيشگاه هاي ديگر درست باشد چرا که خداوند يگانه است.

3_گفت اي مرغان منم بي هيچ ريب
هم بريد حضرت و هم پيک غيب

بريد و پيک مترادفند به نحوي که بريد به معني نامه رسان سواره و پيک به معني نامه رسان پياده است


4_با سليمان در سخن پيش آمدم
لاجرم از خيل او پيش آمدم

تلميح به داستان هدهد با سليمان که سليمان با هدهد صحبت ميکرد


5_هرکه در وي باخت جان از خود برست
در ره جانان ز نيک و بد برست

اينکه انسان از بدي ها خود را خالي کند و بدي ها را رها درست است اما چرا کلمه ي نيک يعني خوب هم آمده؟

جواب:چون در راه معشوق بايد از همه چيز دل کند چه خوبي ها و چه بدي ها و در اينصورت نيک و بد مجاز از همه چيز است با علاقه جز به کل
عشق حقيقي:خالي شدن از خود و لبريز شدن از معشوق


آ

کار بست نکات زير مهارت تندخواني را در شما تقويت مي‌کند:
1 – مکث‌ها و توقف‌هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور کاهش دهيد.
 – اين همان تمرکزهاي لحظه‌اي  روي حروف و واژه‌ها ست. ما هنگام خواندن هر يک از سطرهاي يک متن چشمان خود را به صورت جهشي به سمت جلو حرکت مي‌دهيم. اکنون هر ميزان که ما اين مکث‌ها و جهش‌ها را کاهش دهيم سرعت خواندنمان نيز افزايش مي‌يابد. تعداد اين توقف‌ها معمولاً در افراد کندخوان به 7بار در هر سطر مي‌رسد اما شما مي‌توانيد اين مکث‌ها را به 3 بار در هر سطر کاهش دهيد.
- هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطرها حرکت دهيد و نه سر خود را.
- براي کاهش مکث‌ها مي‌بايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي کنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اين که به طور مستقيم به آن ها نگاه کنيد، ببينيد.
- اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني شود.
2 – واژه‌ها را گروه‌بندي کنيد.
- ما آموخته‌ايم که چگونه حروف را با يکديگر ترکيب کرده و کلمات را خوانده و درک کنيم. اکنون بايد بياموزيم که دسته‌اي از کلمات را با يکديگر ترکيب کرده و يک جمله را در آن واحد بخوانيم و در قدم بعدي بايد بياموزيم که چگونه جملات را دسته‌بندي کرده و مفهوم کلي يک پاراگراف را استخراج کنيم.
- ثابت شده که دسته‌بندي واژه‌ها قوه ادراک و فهم را افزايش مي‌دهد. به طور کلي مفهوم را آسان‌تر مي‌توان از يک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتي حروف تک.
3 – هيچ‌گاه به عقب بازنگرديد.
 – اغلب افراد عادت کرده‌اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه‌ها و يا قسمت‌هايي از متن را که به درستي متوجه نشده‌اند  بازخواني کنند. اين کار فقط از سرعت خواندن شما مي‌کاهد. شما مي‌توانيد با مطالعه تکميلي، قسمت‌هايي را که به درستي متوجه نشده‌ايد درک کنيد. شايد با خودتان بگوييد که اين بازخواني مجدد هم زمان مي‌برد، اما بازگشت مکرر به عقب براي بازخواني قسمت‌هاي درک نشده به مراتب وقت‌گيرتر از مطالعه مجدد يک مطلب به روش تندخواني است.
4 – هدفمند مطالعه کنيد.
 – هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين کنيد که چه نوع اطلاعاتي را مي‌خواهيد کسب کنيد. اين کار سبب مي‌‌شود تا شما اطلاعات غيرضروري و حاشيه‌اي را در فرايند مطالعه حذف کنيد.
5 – نقطه کلمات و مفاهيم کليدي را مطالعه کنيد.
 – ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره‌اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را رعايت کنيم. اما هنگام خواندن نه. 40 تا 60 درصد کل يک متن از واژه‌ها و حروف بي‌اهميت و غيرضروري (البته براي درک آن) تشکيل يافته است. مانند حروف ربط.
 بياموزيد تنها اسم‌ها و افعال را بخوانيد. نکات و مفاهيم اصلي يک پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف کنيد.
6 - با صداي بلند مطالعه نکنيد.
7 – در محيط مطالعه خود هر عاملي  را که موجب پرت شدن حواس شما مي‌‌شود حذف کنيد.
8 – هر ميزان که شما با واژگان و اصطلاحات يک زبان آشناتر و مأنوس‌تر باشيد درک بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت،  بنابراين تا مي‌توانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.
9 – تمرين و تمرين کنيد. تا مي‌توانيد تندخواني را تمرين کنيد. تندخواني نيز همچون ساير مهارت‌ها نياز به ممارست دارد.
10 – تمرکز خود را حين مطالعه حفظ کنيد. بدين مفهوم که در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فکر نکنيد.


لطفا موقع نوشتن خط نزنيد

ازجمله مواردي که نوشتن ما را مختل مي‌کند و نظم و سير آن را برهم مي‌زند خط زدن کلمه‌اي است که در املايش دچار ترديد مي‌شويم.  معمولا کيفيت خط نوشتاري  به گونه‌ايست که اين ترديدها را پيش مي‌آورد. اين مسئله در زبانهاي ديگر هم وجود دارد.
 مثلاً موقع نوشتن غذا دو شکل ديگر غزا و قضا هم به قلم هجوم مي‌آورند. يا بقل و بغل، عظيم و عزيم، محبت و مهبت، ضمن و زمن، هادي و حادي، نسب و نصب، حيات و حياط و هيات و هياط، قريب و غريب و.
مي‌گويند وقتي موقع نوشتن  در درستي کلمه‌اي دچار ترديد مي‌شويد، هر شکلي که اول به ذهن مي‌رسد روي کاغذ يا توي گوشي بنويسيد و کار را ادامه دهيد. ذهن خود را درگير درستي و غلطي آن کلمه نکنيد تا نوشتن دچار وقفه نشود.
دقت کرده‌ايد وقتي مشغول نوشتن هستيم ذهن کلمات بعدي را در تيررس نوشتن ما قرار مي‌دهد، اگر خود را سرگرم اصلاح کلمه‌اي بکنيم اين ارتباط به هم مي‌خورد. و خط کلي نوشته از دست ما خارج مي‌شود و ارتباط و انسجام مطالب به هم مي‌ريزد.
براي اينکه نوشته ما بي‌غلط باشد، اصلاح متن به مرحله بعدي يعني  «بازنگري» موکول مي‌شود. در آن مرحله است که مي‌توانيم روي اصلاح املايي و دستوري کلمه‌هاي «مشکوک» وقت بگذاريم. بر همين اساس مي‌گويند موقع«نوشتن»، « ويراش» نکنيد. «ويرايش» را در زمان «بازنگري» انجام دهيد.


مرد خسيسي، خربزه اي خريد
تا به خانه براي زنِ خود ببرد.
در راه به وسوسه افتاد
که قَدري از آن بخورد، ولي شَرم
 داشت که دستِ خالي به خانه برود.

عاقبت فريب نَفس، بر وي چيره شد و
 با خود گفت: قاچي از خربزه را به رَسمِ
 خانزادِه ها مي خورم و باقي را در راه
 ميگذارم، تا عابِران گَمان کنند که خاني
 از اينجا گذشته است، و چنين کرد

البته به اين اندک، آتش آزِ او فرو ننشست
 و گفت، گوشتِ خربزه را نيز ميخورم تا
گويند، خان را چاکِراني نيز در مُلازِمت
 بوده است و باقي خربزه را چاکران خورده اند.

سپس آهنگِ خوردن پوستِ آن را کرد و گفت:
 اين نيز مي خورم تا گويند خان اسبي نيز
 داشته است. و در آخر تُخم خربزه و
هر آن چيز که مانده بود را يِک جا بلعيد و گفت:

اکنون نَه خاني آمده و نَه خاني رفت است.


و اينگونه اين ضرب المثل اکنون #نَه_خاني_آمده_و_نَه_خاني_رفته است
سر زبانها افتاد.


 برنامه زمان بندي تدريس درس آموزش مهارت هاي نوشتاري ( نگارش وانشا) پايه هشتم























































































































 


      مهر



هفته اول



درس اول  (مهندسي نوشتن ) + فعاليت نگارشي 1



هفته دوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته سوم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



هفته چهارم



درس دوم (بيشتر بخوانيم، بهتر بنويسيم ) + فعاليت نگارشي 1



 


     آبان



هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته سوم



درس سوم (نگاه كنيم و بنويسيم ) + فعاليت نگارشي 1



هفته چهارم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



 


 


    آذر


 



هفته اول



 درست نويسي +  مثل نويسي  (انشاي آزاد)



هفته دوم



درس چهارم (گوش بدهيم و بنويسيم  ) + فعاليت نگارشي  1



هفته سوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري (



هفته چهارم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



       دي



--------------------



برگزاري امتحانات نوبت اول



 


 


    بهمن


 



   هفته اول



 درس پنجم (با سنجش و مقايسه ،آسان تر بنويسيم) + فعاليت نگارشي 1



   هفته دوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



   هفته سوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته چهارم 



درس ششم (با جانشين سازي،راحت تر بنويسيم )+ فعاليت نگارشي 1



 


 


     اسفند


  



 هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  مثل نويسي  (انشاي آزاد)



هفته سوم



درس هفتم (دگر گونه ببينيم و گونه گون بنويسيم ) + فعاليت نگارشي 1



هفته چهارم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



 


  فروردين



هفته سوم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



هفته چهارم



درس هشتم (افكار و گفتارمان را بنويسيم ) + فعاليت نگارشي 1



 


ارديبهشت



هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته سوم    



                   نيايش – دوره کتاب                                                         




                        



برنامه زمان بندي تدريس درس آموزش مهارت هاي نوشتاري ( نگارش وانشا) پايه هفتم 























































































































 


      مهر



هفته اول



درس اول  (نقشه نوشتن) + فعاليت نگارشي 1



هفته دوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري)



هفته سوم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



هفته چهارم



درس دوم (طبقه بندي موضوع) + فعاليت نگارشي 1



 


     آبان



هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته سوم



درس سوم (کوچک تر کردن موضوع ) + فعاليت نگارشي 1



هفته چهارم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



 


 


    آذر


 



هفته اول



 درست نويسي +  مثل نويسي  (انشاي آزاد)



هفته دوم



درس چهارم (بندهاي بدنه) + فعاليت نگارشي  1



هفته سوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري (



هفته چهارم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



       دي



--------------------



برگزاري امتحانات نوبت اول



 


 


    بهمن


 



   هفته اول



 درس پنجم (جمله موضوع) + فعاليت نگارشي 1



   هفته دوم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري (



   هفته سوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته چهارم 



درس ششم (بند مقدمه، بند نتيجه) + فعاليت نگارشي 1



 


 


     اسفند


  



 هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  مثل نويسي  (انشاي آزاد)



هفته سوم



درس هفتم (راهي براي نظم دادن به ذهن و نوشته )) + فعاليت نگارشي 1



هفته چهارم



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



 


  فروردين



هفته سوم



 درست نويسي +  تصوير نويسي  (انشاي آزاد)



هفته چهارم



درس هشتم (روشي براي نوشتن درباره موضوع هاي ذهني) + فعاليت نگارشي 1



 


ارديبهشت


 



هفته اول



فعاليت هاي نگارشي 2 + فعاليت هاي نگارشي 3 )بررسي و داوري )



هفته دوم



 درست نويسي +  حكايت نگاري (انشاي آزاد)



هفته سوم



نيايش – دوره كردن دروس




                 


برنامه زمان بندي تدريس درس ادبيات فارسي دوره متوسطه اول سال تحصيلي99-98 




















































   ماه



     پايه هفتم



                           پايه هشتم



   مهر



              از درس اول تا پايان درس سوم



                   از درس اول تا پايان  سوم



   آبان



      از درس چهارم تا پايان  درس ششم



             از درس چهارم تا پايان  درس ششم



    آذر



  از درس هفتم تا پايان درس نهم         



               از درس هفتم تا پايان درس نهم         



     دي



                   امتحانات  نوبت  اول



                امتحانات  نوبت  اول



     بهمن



            از درس دهم تا پايان درس دوازدهم    



           از درس دهم تا پايان درس دوازدهم   



   اسفند



از درس سيزدهم تا پايان درس چهاردهم (درس آزاد)



   از درس سيزدهم تا پايان درس چهاردهم (درس آزاد)



  فروردين



   درس پانزدهم(درس آزاد) و روان خواني   



 درس پانزدهم(درس آزاد) و شعر خواني- روان خواني  



   ارديبهشت



 از درس شانزدهم تا پايان درس هفدهم 



             از درس شانزدهم تاپايان درس هفدهم 




باسمه تعالي











فرم گزارش نظارت باليني  و نظارت همتا ناحيه/منطقه .


تاريخ : .


نام سرگروه:


 












 











استان:                                                    ناحيه/منطقه:                                                           مدرسه:


نام دبير:                                                نام راهنماي آموزشي:


پست سازماني راهنماي آموزشي:


مدير مدرسه                               معاون آموزشي                               سرگروه درسي                               مربي همتا (همکار)                       




اطلاعات درسي:










درس مربوطه:                                                                                                         پايه تحصيلي:


عنوان درس:


موضوع مورد مشاهده (فرآيند تدريس، مديريت کلاس، سنجش و ارزشيابي و . ):


 




ابزار مشاهده:










ضبط صدا                                                                   فيلم برداري                                          يادداشت برداري                       


موارد ديگر:                         




جدول زماني:































مکان



زمان (دقيقه)



تاريخ



مرحله



 



 



 



1. نشست پيش از مشاهده



 



 



 



2. مشاهده



 



 



 



3. نشست پس از مشاهده




نوبت مشاهده










مشاهده اول                                                          مشاهده دوم                                                         مشاهده سوم




تاريخ توافق راهنماي آموزشي و معلم براي مشاهدات بعدي در صورت وم:


تاريخ و امضا راهنماي آموزشي:   


 مهر و امضاي مدير مدرسه :


 


 


 











 




فرم روايت نگاري  نظارت و راهنمايي آموزشي معلمان

(حداکثر در 10 خط بافونت B Nazanin سايز 12 ):


 










استان:                                                    ناحيه/منطقه:                           مدرسه:                   پايه و درس:


نام و نام خانودگي راهنماي آموزشي:


پست سازماني راهنماي آموزشي:


مدير مدرسه                               معاون آموزشي                               سرگروه درسي                               مربي همتا (همکار)                       




ناظر آنچه راکه در کلاس درس مشاهده نموده و براي آن راهکار ارائه داده است را در اين قسمت بنويسيد .لازم به ذکر است مشاهدات کلاس درس يا روايت نگاري نيازي به روءيت مدير ن ندارد. ( رعايت اصل رازداري)


 



 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 











 






الف_روخواني درست ودقيق با توجه به  رعايت لحن وآ هنگها5نمره

ب_درک مطلب وباز گرداني متون نظم ونثر کهن به زبان فارسي معاصر5 نمره

ج_شناخت واژگان در جمله: يعني مترادف ،مخالف ،هم خانواده ،شبکه معنايي3نمره

د_ حفظ شعر 2نمرهلازمبهذکراستکهدرهرنوبتبهدلخواهدانشآموزانفقطيکشعر حفظيخواستهشود .

ه_دانش هاي زباني ودستور2نمره

و_ دانش هاي ادبي وآ رايه ها 2نمره

ز_ تاريخ ادبيات 1نمره



تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Courtney فروش بيمه نامه عمر و آتيه پاسارگاد zeinabmirzai در مورد همه چيز Lauren Dave Rachel بادکنک آرايي و تم جشن تولد Bryan Leonard